حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی

درباره ما
پيوند ها
آخرين مطالب
آمار وبلاگ
 

 

اگر جهاد اقتصادی محقق می شد، اگر حمایت از تولید محقق می شد و اگر مقاوم کردن اقتصاد در برابر تحریم و تقویت بنیه های تولیدی ( اقتصاد مقاومتی) محقق می شد، امسال، سال حماسه ی اقتصادی نام نمی گرفت. 
 
 
اقتصاد ایران قطب هایی درون خود دارد که آن قطب ها نماینده ی اقتصاد ایران هستند، اگر بخواهیم اقتصاد ایران را معرفی کنیم می توانیم به قطب های اقتصاد ایران اشاره کنیم که البته یکی از این قطب ها دولت است. قطب های اقتصادی دیگری هم هستند که قدرت آنها از دولت بالاتر است و این می تواند تهدیدی برای استقلال دولت و وابسته کردن دولت باشد که البته موضوع بحث ما نیست.
 
آنچه به وضوح مسلم است این است که این قطب های اقتصادی از طریق تجارت به ثروت های هنگفت می رسند و از این رهگذر است که  قدرت آنها را چند برابر می کند.
 
پیوند قدرت و ثروت که ناشی از خلق ثروت از طرق مختلف غیر از تولید است عاملی می شود که از تولید حمایت نشود چرا که اقتصاد ایران چیزی جزء قطب های اقتصاد ایران نیستند و قطب های اقتصادی به دنبال قدرت بیشترند و این قدرت بیشتر را از طریق تمرکز ثروت یا همان تجارت پول دنبال می کنند.
 
تولید از دو جنبه برای قطب های اقتصادی ایران واژه ای نکوهیده است، یک آن که سودی ناچیز و هزینه ای بسیار دارد و این یعنی توزیع ثروت و نه تمرکز ثروت که این خلاف مزه قدرت دوستان است.
 
مصداق فعالیت  قطب های اقتصادی را می توان در افزایش بی شمار پاساژ های تجاری در تهران، قشم و کیش و غیره دانست. پاساژ هایی که مکانی برای فروش محصولات وارداتی این قطب ها می باشد. واردات امری پر سود است چرا که در شرایطی که تولید داخلی در ضعف است، واردکنندگان به راحتی می توانند به چند برابر قیمت خرید، محصولات خود را بفروشند… سود بالای این فعالیت و تمرکز ثروتی که در آن است ( که عامل قدرت است)، قطب های اقتصادی را به سمت خود کشانیده است.
 
آنچه به وضوح مسلم است این است که این قطب های اقتصادی از طریق تجارت به ثروت های هنگفت می رسند و از این رهگذر است که  قدرت آنها را چند برابر می کند
 
قطب های اقتصادی برای این که از این منشاء درآمدی خود مطمئن باشند و بدانند تا ابد به موهبت ضعف تولید می توانند ارتزاق کنند، سهام شرکتهای تولیدی بسیاری در اختیار دارند. آنها صاحب تولید می شوند نه برای آنکه از تولید قوی به ثروت  برسند، بلکه برای آن که با ضعیف نگه داشتن تولید و حفظ آن، آن هم تنها در حد بقا نه پیشرفت، به سود ناشی از واردات خود مهر تایید برای همیشه بزنند.
 اقتصاد ایران
 
تا زمانی که نهادی قدرتمندتر از  این قطب های اقتصادی نباشد نمی توان به بهبود شرایط اقتصاد ایران امیدوار بود چرا که هر نهادی که زور کمتری داشته باشد وابسته به قطب های اقتصادی می شود و در جهت منافع آنها به مولد کشی مشغول می شود. باید کارگروه یا سازمانی متشکل از قوای سه گانه و نخبگان اقتصادی و مدیریتی شکل بگیرد که مستقل باشند و قدرتمند. این نهاد باید نقش رهبری حماسه اقتصادی را بر عهده بگیرد. به عقیده  نگارنده علت عدم توسعه یافتگی اقتصاد ایران، از انجا که اقصاد ایران را قطب های اقتصادی اداره می کنند و آنها نمی خواهند توسعه یافته شویم. به عبارت بهتر منافع مجریان اقتصاد در توسعه نیافتگی است و در صورت توسعه تولید منافع بسیاری از فعالان اقتصادی به خطر می افتد. ، درآمدهای این نهاد از طریق تجارت و ساخت و ساز و غیره نیست، تضمین  کرد.
 
 باید برای خلق حماسه اقتصادی عزمی جهادی و برنامه ای قوی داشت و بدین منظور قوای سه گانه نقشی کلیدی دارند. مجلس باید خلاهای قانونی را پر کند، دولت باید همه تلاش خود را برای تحول اقتصادی و حمایت از تولید ملی به کار ببندد و قوه قضاییه مقابل مفاسد اقتصادی بایستد و از اجرای طرحهای حماسه اقتصادی حمایت کند. حماسه به معنای جنگاوری و سلحشوری است و در جنگ اقتصادی که دشمنان ایران آن را آغاز کردند باید با عملکردی حماسی پیروز شد.
 
 
 http://faternews.ir





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

زن در جوامع سنتی، مهم‌ترین عامل انتقال ارزش‌های اخلاقی، مانند قناعت و دیگرگرایی به نسل بعد بوده است. اما در طول چند دهه اخیر این نقش تحول یافته به طوری‌که اکنون نسل را به سمت مصرف بیشتر و بی‌توجهی به امورات جامعه سوق می‌دهد. 
 
 
از نظر اکثر اقتصاددانان و جامعه شناسان الگوی مصرف در عصر جدید بعد سیاسی دارد؛ یعنی نظام‌ها برای تحت فشار قرار دادن کشورهای دیگر و وابسته‌کردن آنها به خودشان از روش توسعه مصرف استفاده می‌کنند. 
 
اگر فرهنگ قناعت در کشوری رشد کند،دیگر در مقابل بسیاری از آسیب ها مصون خواهد بود. باید فرهنگ درست مصرف کردن را به مردم آموخت.
 
  
کارشناسان معتقدند ارتباط زنان با بحث فرهنگ مصرف و الگوی مصرف ناشی از چند عامل با اهمیت است اول جایگاه خاصی که زن به عنوان مادر دارد، یعنی بیشترین ارتباط با فرزندان از سوی مادر است و نقش او در انتقال ارزش‌های اخلاقی بسیار مهم است. 
 
  
واقعیت این است که در طول تاریخ، زن در جوامع سنتی، مهم‌ترین عامل انتقال ارزش‌های اخلاقی، مانند قناعت و دیگرگرایی به نسل بعد بوده است. اما در طول چند دهه اخیر این نقش تحول یافته به طوری‌که این نسل را به سمت مصرف بیشتر و بی‌توجهی به امورات جامعه سوق می‌دهد.
 
 
در نگاه این پژوهشگران اجتماعی مسئله دومی که موجب اهمیت زنان در این پروسه می شود این است که زن احساسی‌تر است، اگر این احساسات و عواطف درست مدیریت شود و نسبت به اولویت‌های خانواده و اجتماع حساس باشد، می‌توان او را به اصلاح مصرف و اقتدار نظام سیاسی و ملی و برای ایفای نقش مثبت در صحنه اجتماع آماده کرد؛ اما اگر احساسات توسط نظام سرمایه‌داری مدیریت شود نظام سرمایه‌داری برای این احساسات زنانه، برنامه‌ریزی می‌کند و به نظر می‌رسد که نگاه مدیریت به زنان بیش از دیگران است. 
 
  
جامعه شناسان اجتماعی معتقدند جایگاه مهم دیگر زن نقش همسری است و جایگاه مدیریتی که در خانه بر عهده دارد زیرا اگر زن با تکیه بر همین وضعیت احساسی و روانی خود تلاش کند که اقتصاد و سبد هزینه‌های خانواده را کنترل کند، به راحتی قادر به این کار خواهد بود و اگر چنین نباشد، همسر نمی‌تواند آن را کنترل کند. اگر مرد بخواهد موقعیت اقتصادی خانواده را کنترل کند ولی همسرش او را همراهی نکند، توفیقی حاصل نخواهد شد. 
این اندیشمندان جامعه و خانواده تاکید دارند باید از ظرفیت‌های زنانه برای کنترل الگوی مصرف استفاده کرد. زیرا در غیر این صورت حتی با صرف هزینه و زمان هم نمی توان به نتایج مطلوب دست یافت
 
در سالی که مقام معظم رهبری آن را سال جهاد اقتصادی نام گذاری کرده اند جامعه زنان بار سنگینی بر دوش دارند زنان با مدیریت اقتصاد خانواده می توانند گام مهمی دراین راه بردارند. و از آنجا که در مسائل مربوط به خانواده نقش زن و مادر بسیار پررنگ است زنان می توانند با الگوگیری از زندگی حضرت زهرا(س) قناعت وساده زیستی رابه فرزندان خود یاد دهند و با شناخت صحیح اصول صرفه جویی وبا تنظیم درست و دقیق برنامه های اقتصادی دردرون خانواده اصلی ترین نقش رادرتنظیم سیاست اقتصادی کشور ایفا می کنند و در مسیر «جهاداقتصادی»گام بردارند.
 
  
 
منابع : بهزیستی /جهان نیوز





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

رئیس‌جمهور بعدی ایران کشور را در وضعیتی تحویل می‌‌گیرد که به باور بسیاری از کارشناسان، در وضعیت بسیار نامناسب اقتصادی قرار دارد. نرخ رشد اقتصادی پایین، تورم بالای 30 درصد، نرخ بیکاری بالاتر از 15 درصد، کاهش درآمدهای نفتی به دلیل تحریم و اثرگذاری تحریم‌ها بر وضعیت اقتصادی کشور و... همه و همه بیانگر وخیم‌تر شدن وضعیت اقتصادی ایران است. دولت بعد چالش‌های بسیاری پیش رو خواهد داشت و کار رئیس‌جمهور آینده در مدیریت اقتصاد بسیار سخت خواهد بود. در این مقاله نگاهی به مهم‌ترین چالش‌های اقتصادی پیش روی رئیس‌جمهور بعدی ایران خواهیم انداخت.
 
 
چالش اول: تورم
  
 
تورم یکی از مهم‌ترین متغیرهای اقتصادی است که در سال 91 به همراه افزایش شدید قیمت‌ها تا حد زیادی خانوارهای کشور را با مشکل مواجه کرده است. در حال حاضر، تورم به مرز هشدار رسیده است و وجود سیاست‌های مقابله با آن و کاهش تورم، بیش از بیش احساس می‌‌شود. آخرین گزارش بانک مرکزی حاکی از آن است که نرخ تورم در یک‌ سال منتهی به پایان بهمن‌ماه سال 1391 به بالای 30 درصد رسیده است. انتظار می‌رود در سال آینده، با توجه به ادامه‌ی تحریم‌های نفتی از یک‌ سو و اعمال تحریم‌های بانکی از سوی دیگر، همچنین اجرای احتمالی فاز دوم هدفمند شدن یارانه‌ها، در کنار بالا بودن نرخ سود تسهیلات بانکی و... در صورت عدم استفاده از سیاست‌های ضدتورمی، سیر صعودی و رو به افزایش نرخ تورم ادامه یابد.
 دولت آینده و رئیس‌جمهور بعدی ایران لازم است فکری به حال تورم کند. لذا باید بپذیرد که تورم را کاهش دهد و برای این کار راه‌های کوتاه‌مدت و میانبر را انتخاب نکند و لازم است با پذیرفتن استقلال در سیاست‌گذاری پولی و تعیین هدف تورمی، سیاست‌گذاری لازم جهت کاهش تورم را انجام دهد تا این مشکل حاد اقتصاد ایران بر‌طرف شود.
  
 
چالش دوم: بیکاری
 
 
عدم تعهد دولت به حوزه‌ی تولید در اجرای طرح هدفمندی یارانه‌‌ها، باعث شده است تا نابسامانی‌های حوزه‌ی اشتغال بیش از گذشته آشکار شود. وضعیت اقتصاد کشور در سال‌های گذشته منجر شده است که بسیاری از افراد ورود خود به بازار کار را با تأخیر انجام دهند و در نتیجه، اکنون اقتصاد ایران منتظر حجم عظیمی از جست‌وجوگران شغل است که این مسئله می‌تواند به طور محسوسی اقتصاد ایران را آسیب‌پذیر کند. با بررسی گزارش‌ها و اطلاعات ارائه‌شده از طرف وزارت کار و اتاق بازرگانی، می‌‌توان پیش‌بینی کرد که در سال آینده، ضمن آنکه شاهد تعدیل نیروی کار از طرف واحدهای صنعتی خواهیم بود، امکان کاهش سرمایه‌‌گذاری و کاهش نرخ بهره‌‌برداری از ظرفیت‌های صنعتی کشور وجود دارد. لذا در صورت ادامه‌ یافتن وضعیت فعلی، باید شاهد پیوستن شاغلان بخش صنعت به جمع بیکاران کشور باشیم که افزایش نرخ بیکاری را به دنبال خواهد داشت. بنابراین ایجاد فرصت‌های شغلی جدیدی در مقیاس در خور توجه در اقتصاد کشور و اقدامات لازم جهت کاهش نرخ بیکاری، یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌‌ روی دولت آینده خواهد بود.
 
  
 
چالش سوم: نرخ ارز
 
 
یکی دیگر از چالش‌هایی که دولت آینده با آن مواجه خواهد بود نرخ ارز است. در سال گذشته، شاهد افزایش بی‌سابقه‌ی نرخ ارز و آثار آن در اقتصاد ایران بوده‌ایم. طی سال 1391، نرخ دلار از کمتر از 20 هزار ریال در ابتدای سال، به 38 هزار ریال در پایان بهمن‌ماه 1391 رسید. فشارهای خارجی و تحریم‌های گسترده‌ی غرب باعث کمبود منابع ارزی و منابع درآمدی شده است که این امر به طور طبیعی، در کنار یک سری عوامل داخلی، به افزایش نرخ ارز انجامیده است. ارز یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های اقتصادی است که نوسانات و تغییرات آن بر اکثر متغیرهای اقتصادی و اجتماعی تأثیر می‌گذارد و عدم کنترل آن می‌تواند به بحران‌های بسیار هولناکی در اقتصاد ایران منجر شود.
 دولت بعدی برای کنترل قیمت ارز راهی ندارد جز اینکه بازار ارز را سامان‌دهی کند و آن را در وضعیت باثبات قرار دهد که در این شرایط، هر راه‌حلی، به جز افزایش عرضه‌ی ارز، نمی‌تواند منجر به تثبیت بازار شود.
 
 
چالش چهارم: کاهش درآمدهای نفتی
  
 
وضع تحریم‌های اقتصادی منجر به کاهش درآمدهای نفتی ایران شده و امکان استفاده از این منبع را برای دولت، جهت تأمین درآمدها، با مشکل روبه‌رو کرده است و تا زمانی که تحریم‌ها ادامه داشته باشد، امکان روند کاهشی در درآمدهای نفتی وجود دارد. اقتصاد ایران که برای دهه‌ها به درآمدهای نفتی عادت کرده است، چگونه می‌تواند بدون درآمدهای نفتی به حیات خود ادامه دهد؛ در حالی که از یک سو منابع دیگر درآمدی دولت محدود است و سیستم مالیاتی کشور ضعیف است و از سوی دیگر، با وجود تحریم‌ها، اقتصاد نمی‌تواند با اقتصاد جهانی همراه شود و برای مبادلات کوچک‌ترین اقلام پولی نیز با مشکل مواجه است.
 لذا وضعیت درآمدهای نفتی و چگونگی تأمین هزینه‌های دولت از مهم‌ترین چالش‌‌های اقتصادی دولت آینده به شمار می‌‌روند که شاید مهم‌ترین راهکار در شرایط فوق این باشد که ابتدا روند کاهشی درآمدهای نفتی را متوقف کنیم و سپس برنامه‌‌ریزی کنیم که اگر حتی قرار است درآمد نفتی نداشته باشیم، مشکلی جهت تأمین هزینه‌‌های دولت به وجود نیاید. لذا سیاست‌گذاران دولت آینده باید به فکر احیای ابزارهای دیگر درآمدی برای دولت باشند.
 
  
 
چالش پنجم: هدفمندی یارانه‌ها
 
 
هدفمندی یارانه و آثار آن میراثی است که از دولت فعلی به دولت بعدی می‌رسد. اجرای مرحله‌ی دوم هدفمند شدن یارانه‌ها، با توجه به شرایط محیط داخلی، افزایش نرخ ارز و اعمال تهدیدها و تحریم‌های نفتی و نظام بانکی، در مرحله‌ای از ابهام قرار گرفته است. از سوی دیگر، ضعف در توجه لازم به بخش تولید و عدم اعطای تسهیلات لازم از محل واقعی شدن قیمت ‌حامل‌های انرژی به این بخش، اکثر واحدهای تولیدی را با مشکل مواجه نموده است و خیلی از آن‌ها هم‌اکنون زیر ظرفیت لازم فعالیت می‌کنند.
 دولت بعدی لازم است ابتدا تکلیف خود را مشخص کند که آیا حاضر به افزایش یارانه‌هاست تا بتواند قیمت حامل‌های انرژی را تعدیل کند یا اصولاً حاضر است این ریسک را بپذیرد که بدون دادن یارانه‌ها، این تعدیل را انجام دهد.
 
  
چالش ششم: تحریم‌های اقتصادی
 
 
بروز انواع تهدیدها و تحریم‌ها بر ضد جمهوری اسلامی ایران در سال‌های بعد از انقلاب همواره از سوی نظام سلطه مورد توجه بوده، اما در سال‌های اخیر و به ویژه پس از مطرح شدن مسئله‌ی انرژی هسته‌ای، وجه اقتصادی تحریم‌ها افزایش یافته است؛ به طوری که در سال 91 شاهد شدت تحریم‌های نفتی و بانکی بودیم.‌ کارکرد تحریم‌ها و تهدیدهای اقتصادی به گونه‌ای است که ریسک سرمایه‌گذاری و تولید را افزایش داده و فرآیند تولید را با اخلال مواجه کرده است. البته با توجه به پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های موجود در بخش‌های اقتصادی ایران، به نظر می‌رسد که بخش کشاورزی و خدمات، کم‌ترین آسیب و بخش صنعت و معدن، نفت و گاز، بیشترین آسیب را از ناحیه‌ی اعمال تحریم‌ها متحمل شده‌اند.
 به صورت کلی، تحریم‌های اقتصادی یکی از چالش‌های اصلی دولت آینده خواهد بود که در این راستا، کالبدشکافی اثرات تحریم‌های اعمال‌شده‌، مخصوصاً تحریم‌های نفتی و بانکی، به صورت مستقیم و غیرمستقیم، بر بخش‌های مختلف اقتصادی از یک‌ سو و تعیین درجه‌ی ریسک‌پذیری هر کدام از بخش‌های اقتصادی، از سوی دیگر، باید مورد توجه جدی قرار گیرد و ضروری است دولت بعدی، به صورت جدی، به منظور کاهش اثر تحریم‌ها گام بردارد. /
 
  
 
منبع:سایت برهان





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

باید نفت را ملی کنیم
 
 
حقیقت موضوع این است که امروز در قاموس نظام اسلامی باید «ملی شدن» معنا و مفهوم «تکامل یافته تری» در مقایسه با ماقبل داشته باشد.
 اگر یک روز در دوران مشروطه ملی شدن صنعت نفت به معنای «بیرون راندن استعمار و کوتاه کردن دست خبیث او» از مداخله مستقیم و بلاواسطه در امور نفت بود، امروز ملی شدن به معنای «استیفای حداکثری منافع نفت» برای این ملت انقلابی است.
 اگر یک روز با حمایت مرجعیت دینی زمان و ایستادگی مردم، سیطره ی اختاپوسی شرکت های استعماری انگلیس (هرچند برای مدتی اندک) از سر صنعت نفت کشور برداشته شد (1) و امروزه به آن افتخار می کنیم و هر ساله 29 اسفند را به مناسبت «ملی شدن صنعت نفت» تعطیل(!) می کنیم، اما امروز باید «خودِ نفت»مان را ملی کنیم.
 آنچنانی که «ملی شدن نفت» قُلّه ای است که برای فتح آن باید از مسیر «ملی شدنِ واقعی صنعت نفت» در مرحله اول و رهانیدن اقتصادِ بیمارِ در مسیر درمانِ امروز از وابستگی به این طلایِ سیاه گرانقیمتِ ارزان نگه داشته شده یِ! به دست استکبار- در مرحله دوم می گذرد. آنچه مسلم است، حرکت در این مسیر دو گام اساسی و مهم را می طلبد:
  
 
گام اول:
 
 
حقیقت دیگری که باید به آن اعتراف کرد این است که مجموعه صنعت نفت امروزی ما نیز علی رغم همه پیشرفت های چشم گیر و حیرت انگیز خود در سه دهه اخیر، باز هم با آن برداشت متعالی از مفهوم «ملی شدن» فاصله ها دارد.
 کشور ایران از لحاظ «مجموع نفت و گاز» در جهان اول است، اما آیا «دانشگاه و صنعت» ایران هم در این رشته در جهان اول است؟، حقیقتاً نیست!
 پس یک گام اساسی برای ملی شدن صنعت نفتِ در «تراز نظام اسلامی» این است که دانشگاه و صنعت ما در مسیری گام بردارند که بتوانیم همه نیازهای علمی و تجهیزاتی و همچنین تربیت نیروی انسانی اسلامی و ماهرمان را بدون نیاز به خارج از مرزها، خودمان تامین کنیم.
 «صنعت نفت ملی شده ی در تراز نظام اسلامی»، صنعتی است که در آن «خام فروشی نفت» که به تعبیر رهبر انقلاب «بدترین نوع استفاده از نفت» است، به حداقل ممکن رسیده باشد، بلّیه ای که بعد از گذشت بیش از یکصد سال از کشف نفت و سی و اندی سال از انقلاب اسلامی، هنوز نتوانسته ایم آن را برطرف کنیم و این نمی شود مگر زمانی که دانشگاه و صنعت ما آن گام اساسی و مورد اشاره را بردارند.
 و بالاخره اینکه «صنعت نفت» ملی شده ی در تراز نظام اسلامی، صنعتی است که در آن بهره برداری از «میادین نفت و گاز مشترک» با کشورهای همسایه در راستای کسب همه منافع ملت ایران صورت می گیرد و لذا تفاوت فاحش با کشورهای رقیب در برداشت از این میادین مشترک غیرقابل پذیرش است.
 وجود ۲۶ میدان نفتی مشترک بین ایران و همسایگان خود به توجه جدی مسئولان به منظور توسعه و بهره برداری هرچه سریعتر از این میادین نیازمند است، ارزش گاز ذخیره شده در میدان پارس جنوبی که بین دو کشور ایران و قطر، مشترک است ، معادل درآمد 120 سال صادرات نفت خام تولیدی کشور است، که در حال حاضر برداشت نفتی قطر از پارس جنوبی حدود 13 برابر ایران است.
 
  
گام دوم:
 
 
دیگر گام اساسی «ملی شدن نفت» رهانیدن اقتصاد از وابستگی به نفت است، اقتصاد وابسته ی به نفت، نفت را «درآمد» می بیند و حال آنکه نفت فی الواقع «سرمایه» است، اقتصاد وابسته به نفت حکایت همان پدر بیکاری است که برای تامین مخارجِ خورد و خوراک خانواده اش، فرش های قیمتی زیرپایش را می فروشد!، در اقتصاد وابسته ی به نفت بجای آنکه «سرمایه افزائی» شود «سرمایه فروشی» می شود!
 لذا «نفت ملی» شده محصول «اقتصاد بدون نفت» است و «اقتصاد بدون نفت»، یکی از اهداف «اقتصاد مقاومتی» است. آنچنانی که «کاهش وابستگی به نفت» یکی از الزامات مورد اشاره از سوی رهبر انقلاب برای اقتصاد مقاومتی است.
 
 
اقتصاد مقاومتی و ملی شدن نفت
 
 
«اقتصاد مقاومتی» یک سیاست راهبردی است که در «جنگ تمام عیار اقتصادی» و آن زمانی که دشمن مستاصل آخرین حربه خود را برای ضربه زدن به یک نظام مستقل و آرمانخواه به صحنه اقتصاد و معیشت مردم انقلابی می کشاند، نسخه «مقاومت» را تجویز می کند.
 دشمن تلاش می کند تا نقاط ضعف اقتصادی را مورد هدف قرار دهد و آن را به «تهدید» علیه کشور تبدیل کند و اقتصاد مقاومتی به دنبال ترمیم نقاط ضعف و تبدیل آن به «فرصت» است. اصلی ترین نقطه ضعف اقتصاد بیمار ما وابستگی به نفت است و این یعنی هنوز نفت ما ملی نشده است!
 
 
افق میان مدت
 
 
لذا ملموس ترین و عینی ترین معیار برای سنجش «ملی شدن نفت» در «افق میان مدت»، همان فرمایش رهبر معظم انقلاب است که فرمودند:
ما باید به اینجا برسیم و بتوانیم خودمان را از درآمد نفت واقعاً بى‌نیاز کنیم. یکى از بزرگترین بلیات اقتصاد ما، و نه فقط اقتصاد ما، بلکه بلیات عمومى کشور، وابستگى ما به «درآمد نفت» است. ما باید به جائى برسیم که اگر یک روزى به خاطر قضایاى سیاسى، اقتضائات سیاسى، یا اقتضائات اقتصادى در دنیا، اراده کردیم که صادرات خودمان را مثلاً براى مدت پانزده روز یا یک ماه متوقف کنیم، بتوانیم. اگر یک روزى اقتصاد کشور از درآمد نفت و صادرات نفت بریده شود، این توان را ملت ایران و نظام اسلامى در ایران به دست خواهد آورد؛ که تأثیرگذارى‌اش در دنیا فوق‌العاده است. ما باید به اینجا برسیم.
 
 
افق بلندمدت
 
 
«افق بلند مدت» این موضوع هم همان آرزوی محقق نشده رهبر معظم انقلاب است که فرمودند:
 
«من سال ها پیش این را گفتم که یکى از آرزوهاى من این است که یک روزى ما بتوانیم کشور را جورى اداره کنیم که حتّى اگر لازم بود، یک قطره نفت هم صادر نکنیم و کشور اداره شود. این چیزى است که تا امروز پیش نیامده است. البته کار آسانى هم نیست، کار بسیار مشکلى است».
 
 
مدل اقتصادی و مردان اقتصادی
 
 
همانگونه که معظم له نیز اشاره فرموده اند این کار بسیار مشکلی است، دولت های مختلف نیز در سال های متوالی برنامه ریزی های گوناگونی را برای حرکت در این مسیر انجام داده اند، اما در مرحله عمل برخی از آنها کاملاً بالعکس عمل کرده اند. انجام این امر مهم ابتدا نیازمند یک مدل و یک سیاست راهبردی در زمینه اقتصاد است.
  
 
اقتصاد آدام اسمیتی و اقتصاد مقاومتی!
 
 
تجریه سی و اندی ساله در نظام اسلامی و دولت های گذشته بخوبی نشان می دهد که «مدل ها و مکاتب اقتصادی» موجود در غرب (اعم از نئوکینزی و فریدمنی که هر دو ذیل «اقتصاد آدام اسمیتی» تعریف می شوند و هرکدام به نوعی در دولت های کارگزاران سازندگی، اصلاحات و دولت های نهم و دهم مورد آزمایش قرار گرفتند) به تنهائی قابلیت حل مشکلات اقتصادی ایران را ندارند و ما باید یک الگو و مدل اقتصادی مبتنی بر مبانی فکری و اعتقادی نظام اسلامی خودمان طراحی کنیم (2).
 اقتصاد کشوری چون ایران که دارای «جهان بینی خاصی» است و این جهان بینی با منافع قدرت های بزرگ در تضاد است، یک اقتصاد خاص است و بهترین تعبیر از این اقتصاد همان «اقتصاد مقاومتی» است. اصلی ترین الزامات اقتصاد مقاومتی از نگاه مقام معظم رهبری شامل موارد ذیل می شود:
 
  
1- مردمى کردن اقتصاد:
 
 
مردمى کردن اقتصاد، جزو الزامات اقتصاد مقاومتى است. این سیاست هاى اصل ۴۴ که اعلام شد، می تواند یک تحول به وجود بیاورد؛ و این کار باید انجام بگیرد. البته کارهائى انجام گرفته و تلاش هاى بیشترى باید بشود. بخش خصوصى را باید توانمند کرد.
  
 
2- کاهش وابستگى به نفت:
 
 
کاهش وابستگى به نفت یکى دیگر از الزامات اقتصاد مقاومتى است. این وابستگى، میراث شوم صد ساله‌ى ماست. ما اگر بتوانیم از همین فرصت که امروز وجود دارد، استفاده کنیم و تلاش کنیم نفت را با فعالیت هاى اقتصادىِ درآمدزاى دیگرى جایگزین کنیم.
 
 
3- مدیریت و تعادل در مصرف:
  
 
مسئله‌ى مدیریت مصرف، یکى از ارکان اقتصاد مقاومتى است؛ یعنى مصرف متعادل و پرهیز از اسراف و تبذیر. هم دستگاه‌هاى دولتى، هم دستگاه‌هاى غیر دولتى، هم آحاد مردم و خانواده‌ها باید به این مسئله توجه کنند؛ که این واقعاً جهاد است. یک بُعد دیگرِ این مسئله‌ى تعادل در مصرف و مدیریت مصرف این است که ما از تولید داخلى استفاده کنیم.
 
 
4- استمرار هدفمندی یارانه ها :
 
 
هدفمند کردن یارانه‌ها هم در جهت شکل دادن به اقتصاد ملى است.
 گام دوم هدفمندی یارانه ها باید به گونه ای باشد که بنگاه های اقتصادی و همه مصرف کنندگان حامل های انرژی به سمت مصرف بهینه انرژی حرکت کنند. واقعی سازی بهای سوخت یکی واقعیت انکار ناشدنی است، اما باید سازکار مناسب برای پیاده کردن این هدف درنظر گرفته شود.
 
 
5- استفاده‌ى حداکثرى از زمان و منابع و امکانات:
 
  
از زمان باید حداکثر استفاده بشود. طرح هائى که سالهاى متمادى طول می کشید، امروز خوشبختانه با فاصله‌ى کمترى انسان مى‌بیند که فلان کارخانه در ظرف دو سال، در ظرف هجده ماه به بهره‌بردارى رسید. باید این را در کشور تقویت کرد.
 
 
6- حرکت بر اساس برنامه:
 
 
یکى از کارهاى اساسى است. تصمیم هاى خلق‌الساعه و تغییر مقررات، جزو ضربه‌هائى است که به «اقتصاد مقاومتى» وارد می شود و به مقاومت ملت ضربه می زند. این را، هم دولت محترم، هم مجلس محترم باید توجه داشته باشند؛ نگذارند سیاست هاى اقتصادى کشور در هر زمانى دچار تذبذب و تغییرهاى بى‌مورد شود.
 
  
اقتصاد مقاومتی، حماسه اقتصادی و مردان مقاوم
 
 
البته اقتصاد مقاومتی هم به تنهائی قابلیت عبور دادن ایران از مشکلات اقتصادی و رهایی دادن اقتصاد از اعتیاد چندین ساله به نفت را ندارد، انجام این امر نیازمند «حماسه اقتصادی» است، نیازمند اقتصاددانانی است از جنس جهاد، مردانی از جنس «مقاومت» و «حماسه».
 مردانی که به جای افتخار به «تکنوکرات بودن»، به «انقلابی بودن»شان افتخار می کنند، مردانی که معنای «ولی فقیه» را به خوبی درک کرده باشند و بجای «لبخند انکار» زدن به نائب الامام ، همه ی هم و غم خود را برای پیگیری فرمایشات او قرار می دهند. مردانی از جنس تعهد و تخصص که حرف شان و عمل شان یکی است. مردانی که به جای الگو قرار دادن مدل های توسعه غربی یا «Modernization» به دنبال اجرای «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت»اند.
 
  
لبخند انکار تکنوکرات ها!
 
 
«من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سر کار بود و به مسئولان گفتم  کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم، بتوانیم درِ چاههای نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان "تکنوکرات" لبخند انکار زدند که مگر می شود؟! بله، می شود؛ باید دنبال کرد، باید اقدام کرد، باید برنامه‌ریزی کرد. وقتی برنامه‌ی اقتصادی یک کشور به یک نقطه‌ی خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه‌ی خاص تمرکز پیدا می کنند».
 قطعاً بخشی از فشارهای ناشی از تحریم نفت، که امروز بر اقتصاد ایران و به تبع آن به مردم وارد می شود را باید «آقایان تکنوکراتی» که آن روز در محضر نائب الامام «لبخند انکار» زدند، پاسخگو باشند و امروز و فردا تاریخ درباره آنان قضاوت خواهد کرد.
 
  
 
پی نوشت ها:
 1) «... در 28 مرداد که کاشانى منزوى و خانه‌نشین بود - و در واقع دولت مصدق او را منزوى و از خود جدا کرده بود- عدم حضور او در صحنه موجب شد که مردم نیز در صحنه حضور نداشته باشند؛ لذا کودتاچی‌هاى مأمور مستقیم امریکا توانستند بیایند و به‌راحتى بخشى از ارتش را به تصرف درآورند و کودتا کنند. یک مشت اوباش و الواط تهران را هم راه انداختند و مصدق را سرنگون کردند. پس از آن، دیکتاتورىِ محمدرضاشاهى به وجود آمد که 25 سال این ملت زیر چکمه‌هاى دیکتاتورى او لگد مال شد و ملى شدن صنعت نفت هم در واقع هیچ و پوچ شد؛ چون همان نفت را به کنسرسیومى دادند که امریکایی‌ها طراحى آن را کردند. هرچه دشمن خواست، همان شد؛ به‌خاطر جدا شدن از روحانیت و دین. این‌ها عبرت است.» مقام معظم رهبری
 2) «یکى از مشکلات ما در طول این سالها این بوده که افرادى آمده‌اند مفاهیم اسلامى را با مفاهیم غربى ترجمه کرده‌اند، حرفهاى غربى‌ها را تکرار کرده‌اند، دنبال تحقق آنها بودند؛ در حالى که انقلاب اسلامى براى این نیست. آزادى غربى در زمینه‌ى اقتصاد، همین مطالبى است که مى‌بینید؛ همین «اقتصاد آدام اسمیتى» و رسیدن به این وضع دیکتاتورى اقتصادى موجود دنیا، که الان دارد انحلال و فروریختگى خودش را بتدریج نشان می دهد. مراد ما از آزادى که این نیست...». مقام معظم رهبری 24/07/1390
 
 
حرف آخر





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

شعارهای مطرح شده در سال های گذشته عموماً مفاهیم دینی و یا برگرفته از آیات و روایات بوده و در اندیشه اسلامی از جایگاه بلندی برخوردار بوده است. دلیل آن نیز کاملاً مشخص است. در جامعه اسلامی با یک رهبری دینی که رویکرد فقاهتی را در اداره و تنظیم امور جامعه اتخاذ نموده است، شیوه های هدایت و مفاهیم بکار گرفته شده همگی بن مایه های دینی داشته و براساس مبانی و تفکر برگرفته از دین قابل توجیه و تفسیر است.
 از این رو واکاوی و ردیابی نام های تعیین شده در آموزه های دینی کار دشواری نیست. بلکه پشتوانه های عظیم معرفتی را در مجموعه اعتقادات، اخلاقیات، احکام و حکم  اسلامی برای آنها می توان ارائه نمود.
 به عنوان مثال برای شعار حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی که شعار امسال می باشد، تأمل در آیات سوره صف مسائل فراوانی را روشن می نماید.
 این سوره از آن رو با تسبیح پروردگار شروع می شود که در آن، مطالبه جهاد همه جانبه و یک پارچه امت اسلام و تقاضای یاری و نصرت پروردگار وجود دارد و این در خواست کمک به معنی نیازمندی و احتیاج ذات اقدس حق نیست و لذا تنزیه او از هر گونه فقر و نیاز به شهادت همه ی آسمان ها و زمین و موجودات، در صدر سوره ذکر شده است. سپس به مؤمنان یادآوری می شود که ادعایی که به آن پایبند نیستند نداشته باشند و اگر به گفتارشان ملتزم نباشند مقت و غضب الهی را به دنبال خواهد داشت.
 مبارزه مطلوب و محبوب خداوند، رویاروئی همگانی و متحدانه  و در یک صف و آن هم صف نفوذ ناپذیر و مستحکم با با دشمنان خدا معرفی شده و پس از آنکه یاد آور اذیت ها و کوتاهی هایی که با دو پیامبر بزرگ خدا یعنی موسی و عیسی علیهما السلام و پیامدهای سخت آن یعنی انحراف و گمراهی گردیده، خبر از سنّت اتمام نور الهی و جهانگیر شدن آن و غلبه دین خدا در همه عرصه ها علیرغم میل کافران و مشرکان داده و سپس راه های رهایی و نجات مؤمنان در دنیا و آخرت از گرفتاری ها و عذاب سخت را ایمان و جهاد با مال و جان بر شمرده و می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا هل ادلّکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم تومنون بالله رسوله وتجاهدون فی سبیل الله باموالکم وانفسکم ذلکم خیرلکم ان کنتم تعملون
 ای کسانی که ایمان آورده اید آیا شما را به تجارتی که رهایی بخش از عذاب سخت است رهنمون شوم. به خدا و رسول او ایمان آورید و در راه خدا با اموال و جان های خود جهاد نمایید که اگر بدانید این برای شما بهترین است.
 در این آیه از مؤمنان تقاضای ایمان شده است یعنی پایداری و استقامت در ایمان و جهت دادن همه ی تلاش های جسمی و مالی در راه خدا و در واقع تجارت سود بخش مؤمنان، پایمردی و پایبندی به ایمان و استمرار آن ( فعل مضارع تؤمنون ) و همچنین مجاهدت همه جانبه با جان و مال و خستگی نا پذیری و مستمر و همگانی ( تجاهدون ) معرفی گردیده است.
 ایمان، جهاد با مال و جهاد با جان، همه ی عرصه ها از جمله عرصه سیاست و اقتصاد را در بر می گیرد و این گونه ایمان و جهاد، نه تنها جبران ضعف ها و اشکالات گذشته را می نماید بلکه از لوازم و دستاوردهای آن، تحقق اهداف و خواسته های امت اسلامی است که همانا پیروزی قریب الوقوع بر دشمنان، فائق آمدن بر گرفتاری ها و مشکلات می باشد و این وعده قطعی و بشارت آمیز پروردگار است ( و اخری تحبونها نصر من الله و فتح قریب و بشّر المؤمنین )
 و در انتهای سوره دستور به یاری پروردگار وورود به زمره ی انصار الله به همه ی مؤمنان داده شده و تجربه و درس عبرت آموز پیروزی های گذشته، شاهد حقانیت این راه معرفی شده است.
 روح حماسی در تمام آیات این سوره آشکارا مشاهده می گردد. حماسه مقاومت، حماسه عمل به شعارها، حماسه جهاد در صف واحد، حماسه وحدت پولادین، حماسه حضور و همراهی با رهبران الهی، حماسه آینده ی نوید بخش، حماسه غلبه جهانی دین خدا، حماسه ناکامی و شکست مشرکان و کافران، حماسه استقامت در ایمان، حماسه جهاد اقتصادی، حماسه جهاد نظامی، حماسه نصرت خدا و حماسه پیروزی و غلبه بر دشمنان.
 
 
 
منبع:حرف آخر





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

 

 سال 1391 برای پنجمین سال متوالی بود که نام‌گذاری سال‌ها در ایران با موضوعات اقتصادی انجام شد. نقشه‌ی راه سال 1391 به عنوان «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی» نیز موضوعی اقتصادی را در دل خود داشت. این نام‌گذاری‌ها را نمی‌توان بدون دلیل دانست. ریشه‌ی اهمیت موضوعات اقتصادی در این چند سال اخیر را می‌توان در «تحولات درون کشور» و «تحولات در عرصه‌ی بین‌المللی» عنوان کرد.
 با نگاهی به عناوین این چند سال: «نوآوری و شکوفایی»، «اصلاح الگوی مصرف»، «همت مضاعف و کار مضاعف»، «جهاد اقتصادی» و «تولید داخلی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی» به جنبه‌های مختلفی از اقتصاد مقاومتی می‌رسیم. به عبارت دیگر، شعار سال‌های اخیر هریک به نوبه‌ی خود جنبه‌های مختلف اقتصاد مقاومتی را به همراه دارند.
 با توجه به شعار چند سال اخیر، 5 جنبه برای اقتصاد مقاومتی تعریف می‌شود:
 
1. نوآوری و شکوفایی؛
نوآوری و شکوفایی به عنوان محرک رشد پایدار شناخته می‌شود. همچنین کمبود نوآوری یکی از عوامل اصلی پایین بودن سطح رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه شناخته می‌شود. ایده‌ی اصلی نوآوری مبتنی بر این نکته است که نوآوری سبب افزایش تولید از طریق افزایش توان تولید افراد و نهایتاً رشد اقتصادی می‌گردد. [1]
 بر مبنای این ایده، سال 1387 به عنوان سال «نوآوری و شکوفایی» معرفی شد و انتظار رهبری از نام‌گذاری سال 1387 نیز این بود که در همه‌ی بخش‌ها نوآوری به وجود آید. [2] بر مبنای تعریف که در ابتدا از اقتصاد مقاومتی ارائه شد (اقتصادی که با وجود فشار خارجی زمینه‌ی رشد و شکوفایی را فراهم کند) و نیز با تأثیری که نوآوری و شکوفایی بر افزایش تولید ناخالص داخلی هر کشور دارد، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌ها برای اقتصاد مقاومتی، نوآوری و شکوفایی است. این مورد، به عنوان یک حلقه‌ی زنجیر از شعارهای چند سال اخیر، از شاخص‌های اصلی اقتصاد مقاومتی به شمار می‌رود. امید است که با توجه به حفظ حقوق مالکیت معنوی در کشور، توجه جدی‌تری به این شاخص گردد.
 
2. اصلاح الگوی مصرف؛
در سال 1388 اصلاح الگوی مصرف به عنوان شعار سال انتخاب شد و در راستای تعریف ذکرشده برای اقتصاد مقاومتی، می‌توان اصلاح الگوی مصرف را یکی دیگر از جنبه‌های مهم اقتصاد مقاومتی برشمرد، اما چرایی این موضوع را می‌توان به این صورت بیان کرد که یکی از ابتدایی‌ترین و اصولی‌ترین مبانی علم اقتصاد «کمبود منابع» است. به عبارت دیگر، علم اقتصاد علم استفاده‌ی بهینه از امکانات و منابع محدود در راستای ارضای نیازهای نامحدود بشری است. افزایش مصرف در جامعه باعث افزایش استفاده از منابع محدود می‌گردد و در نتیجه، سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد.
 حال عبارت فوق را به این صورت بیان می‌کنیم که اگر با منابع موجود الگوی مصرف جامعه اصلاح شود و در مصرف زیاده‌روی نشود، در نتیجه مقداری منبع که مورد استفاده قرار نگرفته‌اند باقی می‌مانند و می‌توان آن‌ها را سرمایه‌گذاری کرد. در نتیجه، سرمایه‌گذاری افزایش می‌یابد و افزایش سرمایه‌گذاری به افزایش تولید می‌انجامد. طبق تعریف اقتصاد مقاومتی، اصلاح الگوی مصرف از طریق افزایش سرمایه‌گذاری باعث رشد و شکوفایی اقتصاد می‌گردد.
 مقام معظم رهبری در ابتدای سال 1388، در بیان اصلاح الگوی مصرف، چنین می‌فرمایند:
 «مردم عزیزمان توجه داشته باشند که صرفه‌جویى به معناى مصرف نکردن نیست. صرفه‌جویى به معناى درست مصرف کردن، بجا مصرف کردن، ضایع نکردن مال، مصرف را کارآمد و ثمربخش کردن است.» [3]
 نکته‌ی حائز اهمیت در ارتباط با اصلاح الگوی مصرف این است که در مصرف یک کشور 2 گروه عمده وجود دارند: دولت به عنوان یک مصرف‌کننده‌ی بزرگ و مردم. در راستای اصلاح الگوی مصرف در دولت نیاز به سازو‌کارهای قانونی و دستوری است، در حالی که این رویه در میان مردم جواب نمی‌دهد و در این قسمت نیاز به فرهنگ‌سازی برای اصلاح الگوی مصرف وجود دارد.
 
3. کار جهادگونه؛
شعار 2 سال متوالی 1389 و 1390 بیشتر در ارتباط با تشویق به کار و فعالیت است. شعار «همت مضاعف و کار مضاعف» در سال 1389 و «جهاد اقتصادی» در سال 1390 را نیز می‌توان در ارتباط با تعریف گفته‌شده از اقتصاد مقاومتی دانست. افزایش مهارت و بهره‌وری نیروی کار و استفاده‌ی بهینه از نیروی کار برای پیشبرد اهداف کشور به عنوان یک جنبه‌ی مؤثر از اقتصاد مقاومتی تعریف می‌گردد.
 برای جبران عقب‌ماندگی‌های کشور و دستیابی به رشد شتابان، به عزم جدی‌تر و جهادگونه در میان عوامل تولیدی نیازمندیم. یکی از این عوامل تولید نیروی کار است. نیروی کار، به عنوان مهم‌ترین عامل تولیدی، نقش پررنگی را در رشد اقتصادی دارد. با استفاده از منابع موجود، اگر خواهان افزایش تولید باشیم، یکی از راه‌های ممکن، افزایش بهره‌وری نیروی کار یا افزایش ظرفیت تولیدی است.
 برای مثال، برای افزایش ظرفیت تولیدی کارخانه‌ای که یک شیفت کاری تولید می‌کند، می‌توان به شیفت‌های کاری اضافه کرد یا در همان یک شیفت کاری، پرت‌کاری را کاهش داد یا بهره‌وری را افزایش داد. به صورت خلاصه، این امر را می‌توان به کار جهادگونه تشبیه کرد. در راستای تعریف اقتصاد مقاومتی، با توجه به شرایط تحریم و فشار موجود، اگر بتوان بهره‌وری نیروی کار را افزایش داد یا اینکه نهادهای تولیدی با جهاد و از خودگذشتگی توان تولیدی را افزایش دهند، در نتیجه زمینه‌ی رشد و شکوفایی را فراهم کرده‌اند و این خود جنبه‌ی دیگری از اقتصاد مقاومتی است.
 
4. حمایت از تولید داخلی؛
یکی از مفاهیم اساسی در ادبیات اقتصادی این سخن است که واردات یعنی ایجاد اشتغال برای نیروی کار خارجی و صادرات یعنی ایجاد اشتغال برای نیروی کار داخلی. این سخن نیز همانند 3 جنبه‌ی قبلی در راستای تعریف اقتصاد مقاومتی قرار می‌گیرد، اما این جنبه از اقتصاد مقاومتی با 3 جنبه‌ی قبل تفاوت‌های اساسی دارد.
 یکی از تفاوت‌ها این جنبه این است که به صورت مستقیم بر رشد و شکوفایی تولید اثر دارد، نه به صورت غیرمستقیم و باواسطه. نکته‌ی دیگر اینکه با حمایت از تولید داخلی (مخصوصاً در مواردی که توانایی تولید کالا در داخل وجود دارد) وابستگی به دنیای خارج کاسته خواهد شد. با کاسته شدن وابستگی به دنیای خارج و به خصوص دنیای غرب که مجری فشار و تحریم بر کشورمان است، اثربخشی تحریم‌ها کاهش می‌یابد و در نتیجه، به رشد و شکوفایی اقتصاد می‌انجامد.
 البته مزایای بسیاری در حمایت از تولید داخلی نهفته است که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به ایجاد اشتغال برای نیروی کار داخلی، کمتر شدن فشار تورمی، توجه به برند (نماد) داخلی در صنایع مختلف، تقویت بخش خصوصی، کاستن از بار مالی دولت، ارزآوری کالاهای غیرنفتی و بسیاری موارد دیگر اشاره کرد. همه‌ی موارد فوق در راستای تعریف گفته‌شده از اقتصاد مقاومتی قرار می‌گیرند. در واقع «حمایت از تولید داخلی» به صورت مستقیم، یعنی فراهم نمودن زمینه‌ی رشد و شکوفایی برای اقتصاد، به اقتصاد مقاومتی کمک می‌کند.
 
5. حمایت از عوامل تولید داخلی؛
بخش دوم شعار سال 1391، یعنی حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی، به معنای حمایت از عوامل تولید داخلی است. در اقتصاد عوامل تولید شامل نیروی انسانی، زمین، کار، سرمایه‌های فکری، سرمایه‌های انسانی، سرمایه‌های مادی یا دیگر دسته‌بندی‌های می‌شود. معمولاً عوامل تولیدی غیر از نیروی کار را به عنوان سرمایه می‌شناسند. پس بخش دوم شعار امسال نیز در راستای تعریف ذکرشده از اقتصاد مقاومتی قرار می‌گیرد، چرا که برای افزایش و شکوفایی تولید، باید به حمایت از عوامل تولید پرداخت. افزایش حمایت از عوامل تولید نتایجی را به همراه خواهد داشت: اول اینکه چون این عوامل به صورت مستقیم در تولید نقش دارند، به افزایش تولید می‌انجامد و دوم اینکه حمایت از عوامل تولید به مانند سرمایه‌گذاری است و از این طریق نیز منجر به افزایش تولید می‌شود.
 مطالعات اقتصادی بیانگر این موضوع است که نرخ رشد بلندمدت اقتصادی با سطح درآمد اولیه‌ی کشور همبستگی بالایی ندارد و پایین بودن موجودی سرمایه‌ی فیزیکی تنها عامل رشد پایین اقتصادی در کشورها نیست، بلکه برخی از عوامل به خصوص سرمایه‌ی انسانی باعث تسریع رشد اقتصادی می‌گردد.[ 4]
 در نتیجه،‌ حمایت از عوامل تولید داخلی به رشد بلندمدت اقتصادی می‌انجامد و شکوفایی اقتصاد را در پی خواهد داشت. این مورد نیز در تعریف اقتصاد مقاومتی تبلور می‌یابد، چرا که فشارها و تحریم‌های خارجی تأثیر چندانی بر حمایت از عوامل تولید داخلی نخواهند داشت. البته به شرط آنکه موارد خاص اقتصاد اسلامی رعایت شود و مدیریت بهینه در این خصوص برقرار باشد.
 
نتیجه‌گیری
تعریفی از اقتصاد مقاومتی ارائه شد به این معنا که اقتصادی است که در شرایط فشار و تحریم نیز موجبات رشد و شکوفایی را فراهم می‌سازد. بر مبنای این تعریف، به بررسی شعار‌های چند سال اخیر که اقتصادی بوده‌اند پرداخته شد. با بررسی موضوع، نتیجه گرفته می‌شود که شعارهای چند سال اخیر همانند حلقه‌های زنجیری هستند که در راستای تعریف فوق از اقتصاد مقاومتی تبلور می‌یابند. نام‌گذاری چند سال اخیر در 5 جنبه تقسیم‌بندی شد و نتیجه‌گیری شد که هر بند به صورت مستقیم یا غیرمستقیم و بدون تأثیر عوامل خارجی همچون فشارهای اقتصادی و تحریم‌ها، موجبات رشد و شکوفایی اقتصاد را فراهم می‌سازد.
 موضوع دیگر اینکه با توجه به تعریف علم اقتصاد، که به تخصیص امکانات و منابع محدود به نیازها و خواسته‌های نامحدود می‌پردازد، بدون اضافه کردن منابع جدید و بیشتر و با استفاده‌ی بهینه از منابع موجود و توجه به جنبه‌های پنج‌گانه‌ی فوق، اثرات فشارهای خارجی و تحریم‌ها بر اقتصاد داخلی به حداقل می‌رسد و آن‌ها را کم‌اثر می‌کند، چرا که هر کدام از این جنبه‌ها توانایی افزایش و رشد تولید داخلی را در خود دارند.
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]. ربیعی. مهناز، اثر نوآوری و سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی در ایران، مجله دانش و توسعه، سال شانزدهم، شماره 26، بهار 1388
 [2]. پیام نوروزی رهبر انقلاب به مناسبت تحویل سال 1387
 [3]. بیانات دراجتماع بزرگ زائران ومجاوران حضرت علی بن موسی الرضا(ع) به تاریخ 1/فروردین/1388
 [4]. رضایی. جواد، محمد ناد علی و جواد علیزاده، بررسی رابطه علی رشد بهره وری کل عوامل تولید و رشد اقتصادی (مطالعه موردی بخش بازرگانی، فصلنامه پژوهشنامه اقتصادی، سال یازدهم، شماره دوم، تابستان 1390
منبع: سایت برهان





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

سال جدید- سال ۹۲- به نام سال «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» نامگذاری شده است که به نظر می‌رسد بهتر آن بود که به دلایل مختلف از جمله پرهیز از حشو و راحتی نگارش و بیان نام سال مزبور- که بسیار مورد استناد خواهد بود- از بازگویی کلمه «حماسه» در نام سال مزبور خودداری می‌گردید و به عبارت «حماسه سیاسی و اقتصادی» بسنده می‌شد مگر آن که در این بازگویی کلمه «حماسه» عمد و قصدی بوده باشد که بحث دیگری است. بگذریم.

 
 همان‌طور که رییس قوه قضائیه در سخنان خود در نخستین جلسه مسؤولان عالی قضایی در سال ۹۲ اشاره کرده است نامگذاری سالها فقط موضوعی ظاهری نیست و باید به رویکردها و راهبردهای آن حتی فراتر از یک سال نیز توجه و برای تحقق آن برنامه‌ریزی کرد. با این حال، از بررسی سخنان وی هیچ نکته یا اشاره‌ای در مورد دربایست‌های نام سال جدید در رابطه با قوه قضائیه به چشم نمی‌خورد و نامبرده تنها به دو موضوع، یکی انتخابات ریاست جمهوری و دیگری شرایط اقتصادی کشور، در تبیین نامگذاری سال جدید اشاره کرده است که آشکارتر از آن هستند که نیازمند تبیین و اشاره باشند. در حالی که با اندکی تأمل و دقت و البته پرهیز از سیاست‌زدگی می‌توان به برخی ربط‌های ابتدایی نام سال جدید با قوه قضائیه رسید که در ادامه به کوتاهی به آنها اشاره می‌شود:
 
الف: حماسه سیاسی و قوه قضائیه
 اگر سیاست را به معنای تدبیر امور جامعه بدانیم در واقع تعبیر «حماسه سیاسی» شامل قوه قضائیه به عنوان بخشی از جامعه نیز می‌گردد. بر این اساس، حماسه سیاسی در رابطه با قوه قضائیه به معنای دلاوری و دلیری قوه مزبور در انجام وظایف خود به نحوی است که در تاریخ ماندگار شود. بدیهی است انجام امور و وظایف عادی و روزمره قوه قضائیه مستلزم دلاوری و دلیری نیست بلکه اگر بخواهد دقیق‌تر به موضوع حماسه سیاسی در رابطه با قوه قضائیه نگریسته شود شاید بتوان گفت حماسه سیاسی در مورد قوه قضائیه اقدام یا مجموعه اقدام‌هایی است که بتواند نقطه عطفی در قوه قضائیه به شمار آید. اما این که این اقدام یا مجموعه اقدام‌ها چیست از نظرگاه‌های مختلف متفاوت خواهد بود. برخی ممکن است پرهیز قوه قضائیه از سیاست‌زدگی، لزوم بی‌طرفی قوه قضائیه در رسیدگی‌های قضایی، رعایت قانون اساسی در رسیدگی به جرایم سیاسی و … را به عنوان مواردی اشاره کنند که عمل به آنها نقطه عطفی در تاریخ قوه قضائیه به شمار خواهد آمد. بویژه آن که انتقادهای بسیاری به نحوه ورود و خروج قوه قضائیه در رسیدگی به حوادث انتخاباتی سال ۸۸ وارد می‌باشد. برخی دیگر نیز با نگاه صرف حقوقی ممکن است مواردی مانند تثبیت استقلال کانون وکلاء و حذف نهاد موازی مرکز امور مشاوران حقوقی، وکلاء و کارشناسان قوه قضائیه، کاهش آمار پرونده‌های ورودی دادگاه‌ها، حذف شوراهای حل اختلاف، راه‌اندازی دادگاه‌های الکترونیک، پرهیز از بی‌‌قانونی‌های زورمدارانه در قوه قضائیه (مانند اخذ اجباری هزینه‌های تحمیلی بابت خدمات الکترونیک قضایی) و … را به عنوان نقطه عطف قوه قضائیه و در واقع حماسه قوه مزبور به شمار آورند. به هر حال، چیزی که روشن است در سال حماسه سیاسی چشمداشت مردم از قوه قضائیه انجام اقدام یا مجموعه اقدام‌هایی است که در نتیجه آن کیفیت و کمیت بهره‌مندی مردم از عدالت قضایی به طور چشمگیر ارتقاء یابد به طوری که در تاریخ ماندگار شود.
 
ب: حماسه اقتصادی و قوه قضائیه
 اقتصاد را به معنای مدیریت خانواده و حکومت دانسته‌اند. در تعریفی دیگر آن را علم استفاده بهینه از منابع محدود در جهت تأمین خواسته‌های نامحدود بشری گفته‌اند. بر این اساس، شاید بتوان گفت حماسه اقتصادی در رابطه با قوه قضائیه دو جهت دارد. در وهله نخست، لازم است با بررسی دقیق و علمی و پرهیز از شعارزدگی به تعیین و تبیین اقدام یا مجموعه‌ اقدام‌هایی پرداخته شود که می‌تواند در جهت کاهش هزینه‌های اضافی و غیر قابل توجیه قوه مزبور انجام گیرد. دوم این که، لازم است ضمن بررسی نقش قوه قضائیه در رشد و پیشرفت اقتصادی کشور، اقدام یا مجموعه‌ اقداماتی که باید و نباید از سوی قوه مزبور در این راستا انجام گرفته یا نگیرد در دستور کار قوه مزبور قرار داده شود به نحوی که بتوان از آنها به عنوان نقطه عطف قوه قضائیه در حوزه اقتصادی و در واقع حماسه اقتصادی قوه مزبور سخن گفت.
 
سخن پایانی:
 به هر حال، آنچه که روشن است نامگذاری امسال به نام سال «حماسه سیاسی و اقتصادی» حاکی از نیاز کشور به تلاش و کوشش دلاورانه در دو حوزه سیاسی و اقتصادی است و بدیهی است قوه قضائیه نمی‌تواند با فرافکنی و بی‌توجهی به دربایست‌های حماسه سیاسی و اقتصادی در رابطه به خود، آسوده بر کنار چو پرگار باشد و بی‌توجه به کمیت بالای دعاوی و کیفیت پایین عدالت قضایی و سایر ایرادهای پنهان و آشکار وارد بر قوه مزبور تنها به انجام وظایف روزمره خود بسنده نماید. انتظار از رییس کنونی قوه قضائیه بویژه در سال حماسه سیاسی و اقتصادی آن است که اقدام یا مجموعه اقدامات سنجیده و دوراندیشانه‌ای را با همفکری و کسب نظر از جامعه حقوقی بویژه کانونهای وکلای دادگستری، دانشکده‌های حقوق و … آغاز نماید که در آینده بتوان از آنها به عنوان نقطه عطف تاریخ قوه قضائیه یاد کرد.
 
 
سایت الف





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

علمای علم اخلاق ـ در یک تعریف ـ اخلاق را که مجموعهای از توصیهها و باید و نبایدها در جهت کسب فضایل و طرد رذایل اخلاقی است، به دو دسته کلی اخلاق فردی و اخلاق جمعی تقسیم میکنند که هدف آنها به ترتیب اصلاح فرد و اصلاح جامعه ذکر شده است. نکته قابل توجه، عدم انفکاک اخلاق فردی و جمعی از یکدیگر است؛ زیرا این دو به طور قابل ملاحظهای متأثر از یکدیگر هستند. هدف از طرح اخلاق سیاسی و رسانهای که منشعب از اخلاق جمعی است، الزامی‌کردن ارزشهای اخلاقی و اصول دینی و استقرار آنها در جامعه است که در نهایت به ساختن جامعهای انسانی، سالم، متعالی و منظم منجر خواهد شد. در ادامه به شرح این مطلب میپردازیم:

 
۱ . فضاى اهانت و هتک حرمت در جامعه، یکى از آن چیزهائى است که اسلام مانع از آن است؛ نباید این اتفاق بیفتد. فضاى هتک حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سیاسى است. انتقاد، مخالفت، بیان عقاید، با جرأت، هیچ اشکالى ندارد؛ اما دور از هتک حرمتها و اهانتها و فحاشى و دشنام و این چیزها. همه هم در این زمینه مسئولند. این کار علاوه بر اینکه فضا را آشفته میکند و اعصاب آرام جامعه را به هم میریزد – که امروز احتیاج به این آرامش هست – خداى متعال را هم از ما خشمگین میکند. من میخواهم این پیامى باشد به همه‌ آن کسانى که یا حرف میزنند، یا مینویسند؛ چه در مطبوعات، چه در وبلاگها. همه‌ اینها بدانند، کارى که میکنند، کار درستى نیست. مخالفت کردن، استدلال کردن، یک فکر سیاسى غلط یا یک فکر دینى غلط را محکوم کردن، یک حرف است، مبتلا شدن به این امرِ خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف عقل سیاسى، یک حرف دیگر است؛ ما این دومى را به طور کامل و قاطع نفى میکنیم؛ نباید این کار انجام بگیرد. متأسفانه بعضى این کار را میکنند. من بخصوص به جوانها توصیه میکنم. بعضى از این جوانها بلاشک مردمان بااخلاص و مؤمن و خوبى هم هستند، اما خیال میکنند این وظیفه است؛ نه، من عرض میکنم این خلاف وظیفه است، عکس این وظیفه است. ( بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌- ۱۳۸۹/۱۲/۱۹)
 
۲ . سیاست اگر از اخلاق سرچشمه بگیرد، از معنویت سیراب بشود، براى مردمى که مواجه با آن سیاستند، وسیله‌‌‌‌‌ کمال است، راه بهشت است؛ اما اگر سیاست از اخلاق جدا شد، از معنویت جدا شد، آن وقت سیاست‌‌‌‌‌ورزى میشود؛ یک وسیله‌‌‌‌‌اى براى کسب قدرت، به هر قیمت؛ براى کسب ثروت، براى پیش بردن کار خود در دنیا. این سیاست میشود آفت؛ براى خود سیاست‌‌‌‌‌ورز هم آفت است، براى مردمى هم که در عرصه‌‌‌‌‌ زندگى آنها این سیاست ورزیده میشود هم آفت است. یکى از خطرهاى جدائى دین از سیاست که عده‌‌‌‌‌اى آن را همیشه در دنیاى اسلام ترویج میکردند همین است که وقتى سیاست از دین جدا شد، از اخلاق جدا خواهد شد، از معنویت جدا خواهد شد. (خطبه‌های نماز جمعه‌‌ تهران- ۱۳۸۸/۰۶/۲۰)
 
۳ . در یک جمله‌‌‌‌‌اى از حضرت امیرالمؤمنین نقل شده که: «لو لا التّقى لکنت ادهى العرب»؛ اگر تقوا دست و پاى مرا نمى‌‌‌‌‌بست، از همه‌‌‌‌‌ى آحاد و مکاران عرب، مکر و حیله را بهتر بلد بودم. یک جاى دیگر در مقام مقایسه‌‌‌‌‌ معاویه با خودش فرمود: «واللَّه ما معاویة بأدهى منّى»؛ معاویه از من زرنگتر نیست. منتها على چه کند؟ وقتى بناى بر رعایت تقوا و رعایت اخلاق دارد، دست و زبانش بسته است. روش امیرالمؤمنین(ع) این است. تقوا که نبود، دست و زبان انسان باز است، میتواند همه چیز بگوید، خلاف واقع میتواند بگوید، تهمت میتواند بزند، دروغ به مردم میتواند بگوید، نقض تعهدات میتواند بکند، دلبستگى به دشمنانِ صراط مستقیم میتواند پیدا کند. وقتى تقوا نبود، اینجورى است. امیرالمؤمنین میفرماید: من سیاست را با تقوا انتخاب کردم، با تقوا اختیار کردم؛ این است که در روش امیرالمؤمنین، مکارى و حیله‌‌‌‌‌گرى و کارهاى کثیف و این چیزها وجود ندارد؛ پاکیزه است. (خطبه‌های نماز جمعه‌‌ تهران- ۱۳۸۸/۰۶/۲۰)
 
۴ . برخی رسانه‌های ورزشی با بزرگنمایی موضوعات کوچک و ایجاد فضای دعوا، تلاش می‌کنند تا افراد مصاحبه‌کننده را به سمت حرف‌های تند و ناسزاگویی سوق دهند که این کار نادرستی است و باید نقطه‌ مقابل آن در رسانه‌ها تقویت شود. (دیدار پیشکسوتان، مربیان و مدال‌آوران مسابقات جهانی، المپیک و پارالمپیک با رهبر انقلاب- ۱۳۹۱/۱۲/۲۱)
 
۵ . این اختلافاتى که گاهى بین مسئولین بروز میکند – که به سطح رسانه‌ها هم کشیده می­شود؛ بیخود، بى‌مورد، بى‌فایده – به اتحاد ملى ضربه میزند. یک عده میشوند طرفدار این، یک عده هم میشوند طرفدار آن؛ مخالفت کردن، متهم کردن یکدیگر؛ یک عده‌اى قوه‌ مجریه را متهم کنند، یک عده‌اى از آن طرف قوه‌ مقننه را متهم کنند، یک عده‌اى قوه‌ قضائیه را متهم کنند، تقصیرها را گردن هم بیندازند؛ این جزو کارهاى بسیار مضر است. (بیانات در دیدار کارگزاران نظام- ۱۳۹۱/۰۵/۰۳)
 
۶ . مسئولین کشور مصالح کشور را حفظ کنند. این بداخلاقى‌هایى که دیده مى‌شود در برخى از عرصه‌ها و صحنه‌ها از بعضى از مسئولین کشور – که من حالا در آینده خواهم پرداخت به این بداخلاقى‌ها ان‌شاءاللّه؛ با مردم حرف خواهم زد – این بداخلاقى‌ها را بگذارند کنار. (بیانات در دیدار فرماندهان و جمعى از کارکنان‌ نیروى هوائى ارتش جمهورى اسلامى ایران‌- ۱۳۹۱/۱۱/۱۹)
 
۷ . بندهای فوق از سخنان رهبر معظم انقلاب تنها گوشه ای از هزاران توصیه و پندهای اخلاقی ایشان به مسئولان و کارگزاران نظام و رسانه‌های مختلف فعال در کشور است تا لزوم برقراری آرامش در فضای سیاسی کشور را بر همگان گوشزد کنند. توصیه‌هایی که بارها از سوی ایشان مورد تاکید قرار گرفته اما مخاطبان آن به گونه ای دیگر عمل کردند. طبیعتا این توصیه‌ها در سالی که به نام حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی مزین گردیده است از اهمیت بیشتری برخوردار است و مستلزم آن است که رسانه‌ها در عمل توجه بیشتری به آنها داشته باشند.
 
۸ . همه مسئولان و کارگزاران نظام و همچنین رسانه‌های مختلف داخلی برای رسیدن به هدف آرمانی و مطلوب انقلاب اسلامی‌که ایجاد یک تمدن نوین اسلامی‌است باید با اعتقاد به اصول ارزشی و زیربنایی انقلاب اسلامی، این هدف را نصب العین خود قرار داده و در این جهت گام بردارند. بدیهی است انتظام بخشی و نهادینه کردن ارزش‌های اخلاقی در جامعه یکی از گویاترین اهداف انقلاب اسلامی‌برای رسیدن به یک تمدن نوین اسلامی‌است.
 
۹ . وجه تمایز پیشرفت در منطق انقلاب اسلامی‌با پیشرفت در منطق تمدن مادی غرب را می‌توان پیشرفت در اخلاق، عدالت، معنویت، عبودیت و تقرب به خدای متعال دانست. این مهم حاصل نمی‌شود مگر با حاکمیت اخلاق در عرصه سیاست و رسانه. رعایت معیارها و ضوابط اخلاقی با پرهیز از غوغاسالاری رسانهای و ترویج و تبیین نقد منصفانه و انعکاس صحیح مطالبات مردم میتواند این مساله را تبدیل به یک گفتمان رایج در سال جدید کند و در نهایت به پیشرفت همه جانبه در کشور منجر شود.
 
۱۰ . رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان و تشکلهای دانشجویی، مهمترین توقع خود از مجموعههای دانشجویی را آرمانگرایی در سیاست، در علم و در معنویت و اخلاق عنوان کردند. ترسیم و تشریح نقاط آرمانی در سیاست، معنویت و اخلاق توسط نخبگان دانشجویی و فعالان رسانه­ای و فرهنگی بدون شک میتواند در بلند مدت به اعتلای اخلاقی و معنوی جامعه بیانجامد. تحقق این هدف با توجه به عزم و اراده راسخ جوانان و دانشجویان انقلابی دور از انتظار نیست.
 
۱۱ . فرهنگ عذرخواهی در مواقع بروز اشتباه و از طرفی عفو و اغماض و پرهیز از مچ گیری‌های رایج رسانه ای از جمله ارزشهای اخلاقی در اخلاق سیاسی و رسانهای محسوب میشود که در سال­های اخیر کمتر مشاهده شده است. اما رسانههای داخلی در تحقق این ارزش اخلاقی و فرهنگ سازی آن نقش بیبدیلی را میتوانند ایفا کنند. با توجه به نزدیکی به انتخابات و آغاز رقابتهای انتخاباتی لازم به یادآوری است در راس همه جریانات و گروههای سیاسی، حامیان و دستاندرکاران داخلی فتنه ۸۸ قرار دارند که بابت همه خیانتها و ظلمهایی که به ملت ایران روا داشتند باید از مردم عذرخواهی کنند و با سران فتنه و اپوزیسیون خارجنشین مرزبندی مشخص و شفافی داشته باشند.
 
  
 
کاوش پرس

 






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

پویایی اقتصادی فقط به زمانی که جیب هایتان پر از پول است، محدود نمی شود. هر چند در یک چنین مواقعی باید به شدت به آداب مالی خود توجه داشته باشید، اما به هر حال باید این توانایی را نیز داشته باشید که پول هایتان را همین حالا نیز به بهترین شیوه کنترل و سپس سرمایه گذاری نمایید. بنابراین به جای اینکه نفستان در سینه حبس کرده و منتظر از راه رسیدن آن روز رویایی باشید که یک چک مبلغ بالا نصیبتان شود، همین حالا شیوه های صحیح نظارت بر مسائل اقتصادی را یاد بگیرید تا بتوانید خودتان را دارنده آن چک پر بها بکنید. با توجه به نامگذاری امسال به سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی در این مقاله چند نمونه از تکنیک های صحیح آداب مالی را برای شما ذکر می کنیم.

پرداخت خودکار
 
به جای اینکه انرژی خود را بیش از اندازه صرف کنید و به دنبال پاس شدن چک هایتان بروید و تمام مدت به آن فکر باشید که چگونه می توانید چند هزار تومان بیشتر پس انداز نمایید، اجازه دهید که سیستم های خودکار این کار را برای شما انجام دهند. چک حقوقتان را مستقیماً باید به حساب بخوابانید تا اولاً بیهوده به این بانک و آن بانک برای خورد کردن و یا نقد کردن پول ها نروید، و بعد هم بیش از اندازه اسکناس در جیبتان نباشد که در مواقع غیر ضروری هوس خرج کردنشان به سرتان بزند. می توانید به کارفرمای خود بگویید که حقوقتان را مستقیماً به حساب پس انداز و یا جاری شما بریزد. همچنین می توانید پول خود را در بازار بورس سرمایه گذاری کنید. بانک ها خدمات متفاوتی را برای شما فراهم آورده اند و به شما این اجازه را داده اند که پول هایتان را هر طور که خودتان تمایل داشته باشید در آنها پس انداز کنید.
 
 
از شعبه مرکزی بانک خود اطلاع داشته باشید
 
به جای اینکه هر بار نیار به پول دارید کنار باجه های خودپرداز بایستید، در طول هفته برنامه ریزی کرده و در طول ساعات اداری سری به شعبه اصلی بانکی که در آن حساب دارید بزنید. این کار هم شما را به کارکنان بانک معرفی می کند و هم از خرج کردن بیش از اندازه پول جلوگیری می نماید. همچنین با مراجعه به بانک دیگر هزینه های سیستم هوشمند بر شما متحمل نمی شود.
 
 
تنها یک کارت بانک را با خود حمل کنید
 
با هجوم کارت های بیشمار و بالا رفتن میزان استفاده از آنها، هیچ شکی وجود ندارد که ممکن است هر یک از شما بیش از یکی از آنها را داشته باشید. به هر حال هر نوع کارتی برای مصرفی خاص است و می توایند در موارد مختلف، از مزایای هر یک از آنها بهرمند شوید؛ اما به جای اینکه همه آنها را در کیف خود بگذارید، سعی کنید که تنها یکی از آنها را در کیف خود قرار دهید، تا بی دلیل وسوسه نشوید و همه پول هایتان را یکجا خرج نکنید و زمانی هم که به خرج و مخارج خود نگاه میکنید، اگر تنها یک کارت در دست خود داشته باشید خیلی راحت تر میتوانید دخل و خرج خود را با هم تطبیق داده و تصمیمی صحیحی در مورد نحوه خرج کردن پول هایتان اتخاذ نمایید. به دنبال کارت هایی باشید که مزایای بیشتری را در اختیار شما قرار می دهند. اگر به بانک بدهکار هستید، همیشه قصدهایتان را سر موقع پرداخت کنید و به اصطلاح خوش حسابی کنید تا خدمات گسترده تری به شما ارائه گردد.
 
 
حساب هایتان را تصفیه کنید
 
بیشتر افراد عادت ندارند که حساب های معوقه خود را چک کرده و آنها را تصفیه نمایند. این کار نه تنها شما را از نزدیک با بدهی ها و بستانکاری ها آشنا میکند، بلکه نوعی شیوه صحیح اقتصادی را به شما القا میکند که سبک بزرگان اقتصادی است. این حرکت یکی از تمرین های ابتدایی برای رساندن شما به درآمدزایی بیشتر است. همچنین این کار به شما کمک می کند که اگر بانک ها به طور ناخواسته هزینه های ناروایی را به شما تحویل کرده بودند، شما متوجه شده و جلوی آنها را بگیرید. حتی اگر هم هیچ گونه مشکلی را در مورد حساب های خود احساس نمی کردید، ما به شما پیشنهاد می کنیم که حساب های خود را به صورت ماهانه بررسی کنید تا همه چیز را در ذهنتان داشته باشید تا در صورت لزوم بتوانید به آنها استناد کنید.
 
 
به بانک سر بزنید
 
از آنجایی که چندی است استفاده از بانک های الکترونیکی روی کار آمده است هیچ شکی وجود ندارد که بسیاری از افراد ترجیح می دهند تا از این طریق واریزی ها و کارهای بانکی خود را دنبال نمایند. اگر سرتان خیلی شلوغ است سعی کنید که حداقل یک مرتبه در ماه به شعبه بانکی که درآن حساب دارید سر بزنید. با این کار هم خدمه و هم مدیران بانک بهتر شما را می شناسند. البته این امر هیچ چیز را برای شما تضمین نمی کند، اما زمانیکه شما وارد بانک شده و با تحویلدار صحبت می کنید، او می تواند شما را بهتر راهنمایی کرده و گزینه هایی را در اختیار شما قرار بدهد که به واسطه آنها بتوانید سود کمتری را به بانک پرداخت نمایید. از این گذشته زمانیکه یک ارتباط اجتماعی سالم و صمیمی میان شما برقرار شود، می توایند کارهایتان را راحت تر و سریع تر و با صرف هزینه های کمتر انجام دهید.
 
 
مراقب عملکرد اعتباری خود باشید
 
اعتبار بانکی شما رقمی است که نزد بانک نگهداری می شود و شما نمی توانید از آن اطلاع دقیقی داشته باشید. البته روش هایی هم وجود دارند که شما می توانید از طریق آن اطلاعاتی در مورد میزان اعتبار خود بدست آورید. گاهی اوقات با ثبت نام در سرویس هایی که گزارشی از عملکرد حساب ها و میزان اعتبار شما می دهند، میتوانید به طور دائمی میزان اعتبار خود را چک کنید. البته اگر همه افراد بخواهند در کلیه بانک ها اعتبار بالایی داشته باشند که نمی شود، به هر حال چک های برگشتی و بدهکاری همه جا وجود دارد و همین مسائل از اعتبار افراد می کاهند. به هر حال بد نیست که به میزان اعتبار خود نگاهی داشته باشید و ببینید که چگونه با پرداخت های به موقع می توانید میزان اعتبار خود را افزایش داده و موقعیت اقتصادی خود را ارتقا بخشید.
 
 
از نرم افزار استفاده کنید
 
امروزه نرم افزارهای بیشماری وارد عرصه های تجاری شده اند که به راحتی به شما کمک می کنند که بتوانید کلیه کارهایی که در بالا به آنها اشاره کردیم را در یک چشم به هم زدن انجام دهید. تخمین میزان بودجه، بررسی هزینه ها، تصفیه کردن، و برنامه ریزی بودجه بندی از جمله کارهایی می باشند که به راحتی با به گار گیری این نرم افزارها قابل انجام می باشند. نرم افزارهایی از قبیل Quicken هم برنامه های عظیم مدیریت اقتصادی را در اختیار علاقمندان قرا می دهند. بیشتر بانک ها و موسسه های مالی و اعتباری نیز به شما اجازه دانلود تراکنش هایی را می دهند که به واسطه آن بتوانید ذخیره کردن خسته کننده اطلاعات آماری و همچنین امکان بروز اشتباه را به طور کامل از بین می برند. برنامه های اینترنتی نیزمانند mint.com هم نیز انجام چنین کارهای را به عهده می گیرند و به راحتی به شما می گویند که با انجام چه کاری میتوانید پول بیشتری ذخیره کنید و یا چه کاری می تواند پول شما را زایل کند.
 
 
پول شناس باشید و آن را درست خرج کنید
 
به جای اینکه انتظار داشته باشید که از آسمان برایتان پول برسد تا از وضعیت موجود نجات پیدا کنید، از چیزهایی کوچکی شروع کنید که فکر میکنید می توانید آنها راتحت کنترل خود در آورید، مانند این است که یک سکه 10 ریالی پیدا کنید و بعد تلاش کنید تا به واسطه آن به بالاترین درجات برسید؛ اما به خاطر داشته باشید که زمانیکه یک چیز به صورت عادت در شما شکل بگیرد، دیگر انجام دادن آن نیز به تلاش و کوشش نیاز ندارد. تمرین کردن عادات صحیح اقتصادی چیزی است که شما می توایند به آن افتخار کنید و روی آن حساب باز کرده و زمانی هم که سود باد آورده به سوی شما جاری شود، خیلی بهتر از گذشته می توانید روی آن برنامه ریزی کرده و در راه مناسب تری از آن استفاده کنید.
 
منبع: سایت حرف آخر





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 

اگرچه سال حمایت از تولید ملی به ظاهر به پایان رسیده اما تولید ملی و نیاز حمایت از آن همچنان پا برجاست و بدیهی است که مقدمه حماسه اقتصادی همین مساله تولید ملی باشد. مساله‌ای که در سال گذشته همچون آزمونی همگانی که همه مردم کشور در آن شرکت داشتند؛ برگزار شد که نتیجه آن شامل همه می‌شود و لطیف اینکه هر کس خود به تنهایی می‌داند که در آن سر بلند یا مردود شده است.

 در شرایطی که خرید مواردی نظیر دارو هم اگر موجب وابستگی به دولت‌های کافر شود؛ مظان شبهه مراجع تقلید است و مواردی که موجب صدمه اقتصادی به بازار مسلمین شود حرام قطعی و عینی است و حضرت امام فرمودند تجار این چنینی کمک کار به هدم احکامند؛ حکم خوردنی‌ها و پوشیدنی‌های خارجی اظهر من‌الشمس است و در باب کالاهای مصرفی هیچ توجیهی باقی نمی‌ماند. جالب اینکه قسمت اعظمی از واردات محصولات خارجی به کشور، شامل همین نیاز‌های کاذب می‌شود و سهم مواردی که توجیهات منطقی‌تر درباره آنها بیان می‌شود بسیار کمتر از حجم لوازم آرایشی و تجملاتی است! اگرچه درباره واردات همین موارد به ظاهر مهم‌تر نیز نظایر تاریخی متعددی در کشور‌های صنعتی شده‌ امروز مثل آمریکا، ژاپن، آلمان، چین و هند وجود دارد که در برهه‌های مشخصی از تاریخ، دروازه‌های واردات از کشور‌های دیگر را - جز در موارد بسیار محدود- به کشور خود بستند و در آینده درباره آنها صحبت خواهد شد؛ توجه نگارنده در این گفتار به خوردنی‌ها و پوشیدنی‌ها معطوف است.
 از جمله توجیهات متواتری که در این باره بیان می‌شود نبود مشابه داخلی استاندارد و قابل رقابت با خوردنی‌های وارداتی است که با اندکی تامل به این نتیجه می‌رسیم اساسا مهم نیست که خیلی چیزها مشابه داخلی نداشته باشد یا مشابه داخلی آنها قابل قبول نباشد! چرا که قاطبه آنها حتی اگر اساسا نباشند هم اتفاقی نمی‌افتد! به عنوان مثال تنها برای واردات کالای بی‌ارزشی مثل آدامس سالانه بالغ بر 500 میلیون دلار ارز از کشور خارج می‌شود و جالب اینکه عمده واردات آدامس از کشورهایی است که در عداوت و رقابت هیچیک از آنها با جمهوری اسلامی، کمترین شبهه‌ای وجود ندارد. به عنوان مثال ترکیه که سهم عمده‌ واردات خوراک و پوشاک به ایران را داراست؛ در سوریه، منافع خود را در حمایت از گروه‌های سلفی و تروریستی و در لبنان در حمایت از گروه‌های مخالف مقاومت و در باقی مسائل منطقه‌ای در اتحاد با رژیم صهیونیستی تعریف کرده که همه و همه مغایر منافع حیاتی جمهوری اسلامی است. درباره نوشیدنی‌های پالپ‌دار و مواد اولیه آنها که از امارات و عربستان وارد می‌شود رفتارمان جالب‌تر است! همزمان با اینکه بسیاری از مسافرت‌های خارجی به مقصد دوبی انجام می‌شود و درصد قابل توجهی از واردات انواع نوشیدنی‌های گازدار نیز از همان شیخ‌نشین صورت می‌گیرد؛ به محض اینکه امیرزادگان درجه‌ چندم آن، جزایر ایرانی را متعلق به خود می‌خوانند؛ از غیرت رنگ به رنگ می‌شویم و از موزه‌های تاریخ نقشه‌های جغرافیایی پیدا می‌کنیم که گستاخی‌‌شان را پاسخ داده باشیم حال آنکه عامل اصلی تقویت آنها، برای این رفتارها، خودمان بوده‌ایم! هلندی‌ها پرواز‌های هواپیمایی ما را به خاک کشورشان ممنوع می‌کنند و ما در عوض از آنها آدامس و رانی و ماء‌الشعیر و نوشابه‌ انرژی‌زا می‌خریم. انگار نه انگار جریان دیگری هم در جریان است! دانمارکی‌ها در نشریاتشان هر چند وقت یکبار به مقدسات ما توهین می‌کنند و ساخت مناره‌های مسلمانان را در شهرهایشان ممنوع می‌کنند اما ما همچنان به خرید کره حیوانی و شیرینی آردی و پنیر از آنها ادامه می‌دهیم. سوییسی‌ها همزمان با تحریم بانک‌های ما به ما قهوه فوری و شکلات می‌فروشند. دولت آلمان در حالی که تمام قوای خود را در تحریم کردن ملت ایران به کار می‌گیرد و سعی می‌کند تولید انرژی هسته‌ای را در ایران متوقف کند، با ما قرارداد فروش ماء‌الشعیر و قهوه و شوینده و گلدان تزئینی امضا می‌کند!
 نکته جالب توجه در این باره این است که اینها همه در بحبوحه‌ تحریم‌ها علیه ایران رخ می‌دهد، چرا که تحریم‌ها هیچوقت شامل موارد اینچنینی نمی‌شود!‌ اگرچه فروش غله و دارو به ایران ممنوع است اما فروش شکلات؛ ماءالشعیر، آدامس و ... آزاد است، چرا که اینها صرف تولید نمی‌شود، صرف پیشرفت هم نمی‌شود و حتی برای بدن نیز فایده ندارد. فقط کود می‌شود و به فاضلاب می‌ریزد! در این حالت دلار سبزی که با یک ریال بالا و پایین رفتنش فریاد از نهاد این و آن بلند می‌شود؛ صرف وارد کردن صنعت و تکنولوژی و سوخت و... نمی‌شود بلکه خرج مزه‌های مختلف و شربت بادام تلخ فرانسوی و شیره افرای آمریکایی می‌شود!
 این کشور‌ها همه هم اگر دوست و متحد ما بودند که نیستند ما ثروتمان را داده‌ایم و در عوض هیچ چیزی نگرفته‌ایم! جالب‌تر اینکه این خوردنی‌ها و پوشیدنی‌های رنگارنگ فرنگی محدود به مغازه‌ها و بوتیک‌های بالای شهر تهران نیست و هر کجا و در هر سوپرمارکتی، انواع و اقسام اینها وجود دارد! بحمدالله هر چقدر هم وضعیت اقتصادی بد باشد و مردم در تاکسی و اتوبوس و میهمانی و ... بنالند همچنان همه برای خوردنی‌ها و پوشیدنی‌های خارجی آماده‌اند که کمترین مواردی است که می‌شود از آن اجتناب کرد! گفتمان حمایت از تولید ملی این نیست که صنعت وارد نکنیم اما اصرار بر این دارد که هیچ کس از نخوردن قهوه صرع نگرفته! دلار نباید صرف شامپو و دستگیره‌ در و حوله و ملحفه بشود! باید صرف تحصیل و تولید علم شود و صرف وارد کردن دارو و مواد اولیه‌ای که در کشور ما نباشد. این مثال‌ها اگرچه ساده و پیش پا افتاده به نظر می‌آید، واقعی است و حجم ارزی که برای واردات آنها از کشور خارج می‌شود سر به آسمان می‌ساید! مملکتی که درآمد ارزی‌اش یکصد میلیارد دلار است نباید یک‌دویستمش تنها صرف واردات آدامس شود! در حالی که بودجه راهنمایی و رانندگی سالی هزار و 500 میلیارد تومان است نباید سالی 2 هزار میلیارد تومان خرج واردات آدامس شود! خوردنی‌های دیگر بماند!
 مثالی که بیان آن در این زمینه خالی از لطف نیست کمپانی نستله است. اگرچه وابستگی آن به دشمن قطعی جمهوری اسلامی بدیهی بوده و تا به حال بسیار درباره آن سخن گفته شده و شاید به مثالی کلیشه‌ای تبدیل شده باشد اما همچنان حجم واردات محصولات آن و مصرف آن توسط مردم بهت‌آور است:
 نستله در سال 1997 میلادی 51 درصد سهام اوسم که بزرگ‌ترین تولیدکننده مواد غذایی اسرائیل است را در یک فقره چک 140 میلیون دلاری خریداری کرد و سود خالص اوسم را در سال 2001 به 460 میلیون دلار رساند. سال بعد نخست‌وزیر اسرائیل جایزه ژوبیلی را به این کمپانی داد که بزرگ‌ترین جایزه دولت اسرائیل است و به بزرگ‌ترین حامی اقتصاد اسرائیل داده می‌شود. نستله در شهرک صداروت کمی دورتر از نوار غزه 4000 کارگر دارد. در سال 2002 نستله 24 درصد هدیه 5/6 میلیون دلاری تشویق سرمایه‌گذاری در اسرائیل را از آن خود کرد. از همان سال عواید کارخانجات نستله در سرزمین‌های اشغالی برای دولت جعلی به بیش از 80 میلیون دلار در سال رسید و سوای تاسیسات تحقیقاتی و کارخانجات تولیدی در سرزمین‌های اشغالی، نستله کمک‌های مداومی نیز به مدارس اسرائیل انجام می‌دهد. محصولات نسکافه، پیورلایف، مگی، اسمارتیز، افتر ایت، کیت کت، پولو، لورئال و ... نام‌های تجاری دیگری است که توسط این کمپانی اداره می‌شود و در کمال تعجب در بیشتر فروشگاه‌های جمهوری اسلامی به فروش می‌رسند.
 بسیاری از کالاهای مصرفی که وارد می‌شود مصارف کاذب و غیر‌ضروری دارند و آن دسته‌ای هم که اینطور نیستند قاطبه‌شان مشابه داخلی دارند و اگر هم ندارند وقتی وارد نشوند تولید می‌شوند و وقتی که تولید شدند کار ایجاد می‌کنند و سرمایه و این سرمایه صرف تولید بیشتر می‌شود و پیشرفت. اگر نمی‌توانیم ریزتراشه‌های الکترونیکی و کامپیوتر و لپ‌تاپ تولید کنیم و وارد نکنیم در عوض می‌توانیم قهوه نخوریم!
 اگر نمی‌ترسیدم که شاید عذری وجود داشته باشد و می‌توانستم می‌گفتم منافق است آن کسی که لباس خارجی به تن می‌کند و قلم خارجی به دست می‌گیرد و وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی را نقد می‌کند! هر کسی از هر چیزی در هر کشوری سهمی دارد! اگر وظیفه خودمان را درست انجام دادیم می‌توانیم بگوییم چرا! نه اینکه نظام، عملکرد اقتصادی بی‌نقصی داشته باشد که اگر داشت می‌شد آنچه باید لیکن این مایی که هر کجا که می‌نشینیم و بلند می‌شویم بی‌وقفه از وضعیت دلار و سکه و قیمت پسته و غیره و غیره صحبت می‌کنیم و فلان وزیر و وکیل را مواخذه می‌کنیم باید اول وظیفه‌ خودمان را از آنچه باید انجام داده باشیم! این چیزهایی که از چین و ماچین وارد می‌شود اگر خریدار نداشته باشد وارد نمی‌شود و وقتی وارد نشود تولید می‌شود!
 اگرچه این بحثی است که شامل همه ایرانیان می‌شود اما مخاطب من بیشتر آنهایی هستند که ادعای وطن‌پرستی دارند و آنهایی که مثل من حتی اگر نماز صبح‌شان تأخیر شود، راهپیمایی 22 بهمن و روز قدس و فعالیت انتخاباتی‌شان ترک نمی‌شود! چرا که متاسفانه این قشری که بار وظیفه‌اش سنگین‌تر است هم، همچنان الگوی مصرفش اصلاح نشده و آنهایی که کلام و قلم انتقادشان سرتاپای نظام را در بر می‌گیرد و آنهایی که به اصطلاح حزب‌اللهی هستند و آن دسته تحصیلکرده‌هایی که مدام از نبود امکانات در داخل و شرایط بهتر در فرنگ می‌گویند، صبحانه نسکافه می‌خورند! برای مایی که در دوران عافیت جمهوری اسلامی زندگی می‌کنیم و امتحان‌مان به جای مبارزه با رژیم طاغوت و زندان و جنگیدن با دشمن بعثی و اسارت، نخوردن شکلات و قهوه و پوشیدن لباس داخلی است، ننگ است که روسیاه بمانیم و شرمنده‌ شهدایی باشیم که از جانشان گذشته‌اند و ما نتوانیم از خمیردندان و صابون خارجی‌مان بگذریم! /
 
 
وطن امروز





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 
 

 


 
موضوعات
نويسندگان
آرشيو مطالب
امكانات